امروز جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸
۹:۵۳:۵۳ - دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
وقت آنکس خوش کزو آثار می ماند به جا!
ایرساگیل:رشت مرکز استان گیلان به واسطه قرار گرفتن در مسیر پایتخت به انزلی و روسیه و کشورهای اروپایی زودتر از هر شهر و استان دیگری با فرهنگ اروپایی آشنا شد. هنر عکاسی ( که امروزه تبدیل به صنعت شده است )، اجرای نمایش ( که امروزه دستخوش تغییر و تحولات بسیار شده و به جای […]

ایرساگیل:رشت مرکز استان گیلان به واسطه قرار گرفتن در مسیر پایتخت به انزلی و روسیه و کشورهای اروپایی زودتر از هر شهر و استان دیگری با فرهنگ اروپایی آشنا شد. هنر عکاسی ( که امروزه تبدیل به صنعت شده است )، اجرای نمایش ( که امروزه دستخوش تغییر و تحولات بسیار شده و به جای پیشرفت شاهد انحطاط آن هستیم ) و … از مواردی است که گیلان زودتر از هر استان دیگری با آن آشنا شد.

رشت مرکز استان گیلان به واسطه قرار گرفتن در مسیر پایتخت به انزلی و روسیه و کشورهای اروپایی زودتر از هر شهر و استان دیگری با فرهنگ اروپایی آشنا شد . هنر عکاسی ( که امروزه تبدیل به صنعت شده است ) ، اجرای نمایش ( که امروزه دستخوش تغییر و تحولات بسیار شده و به جای پیشرفت شاهد انحطاط آن هستیم ) و … از مواردی است که گیلان زودتر از هر استان دیگری با آن آشنا شد.

g1tx_شعاع_شرق-_آرش-_شعاع_شرق-_آرش_شعاع_شرق_(6).jpg

امّا با گذشت بیش از یک قرن از پیدایش آنها پژوهشگر و یا پژوهشگران حرفه ای به خوبی این جریانات را مورد بررسی قرار نداده اند و یا اگر هم داده اند با غرض ورزی و اشتباهات فراوان انجام داده اند که نمونه بارز آن در زمینه تئاتر ، کتاب “تاریخ نمایش در گیلان ” فریدون نوزاد است که تمام هدف گردآورنده از تالیف آن تخریب و تباه  کردن زحمات سید محمد رییس زاده است .

بررسی و چگونگی پیدایش هنر درگیلان و پیشگامان  آن منجمله تئاتر که  از بدو پیدایش آن تا کنون هنری زنده و جریان دار بوده ، کار پُرهزینه و وقت گیری است که علاوه بر حوصله و توانایی ، پایبندی به رسالت تحقیق می طلبد . چیزی که متاسفانه کمتر در میان محققان ما مشهود است ! یکی از کتابهایی که در زمینه تئاتر به زیور طبع آراسته شده است ، کتابی است با عنوان ” سیمای تئاتر شهرستان رشت ” تالیف یکی از بازیگران و کارگردانان تئاتر گیلان که در سال ۸۸ چاپ و انتشار یافته است . این کتاب به زعم مولف آن ،  تاریخ تئاتر رشت از سال ۳۲ تا ۸۳ خورشیدی را باز گو می کند ! بهتر بود مولف آن به جای نام مزبور نامی دیگر بر روی آن می نهادند ، چرا که این کتاب فقط به شرح حال ۱۲ تن از هنرمندان تئاتر رشت می پردازد ، که آنهم خود ، دارای اشکالاتی است که قید خواهیم نمود.

مولف به تعبیر خود نام تاثیر گذار ترین افراد در تئاتر رشت بین سالهای ۳۲ تا ۸۳ را به همراه کارنامه تئاتری آنها به رشته تحریر در آورده است ! امّا معلوم نیست که نام فریدون نوزاد که بعد از سال ۳۲ هیچ گونه نقش و تاثیری در تئاتر رشت نداشته است را به چه دلیل آورده اند ؟ هر چند در صفحه ۴۳ کتاب دلیل آن را اینگونه تشریح می کند :” … به پاس زحمات بی شائبه و خستگی ناپذیر بزرگ مرد ادب و فرهنگ هنر گیلان و ایران که خود نیز سندی مستند بر تاریخ تئاتر گیلان و دلیل موجه ای است بر رشد و شکوفایی این هنر در پهنه سبزینه گیلان سرافراز ، استاد فریدون نوزاد را به علاقه مندان تئاتر معرفی تا این کتاب نیز سهم کوچکی نسبت به این (نامور معاصر ایران) ادا کرده باشد. ” بهتر بود مولف به جای انتخاب نام “سیمای تئاتر شهرستان رشت ” نامی نظیر “تاثیرگذاران تئاتر رشت به عقیده میرمعنوی!” را انتخاب می نمود ، چرا که با این کار ، حداقل خود را از موج نقدها و اتهامات مصون می داشت . وقتی که می نویسیم تئاتر رشت از ۳۲ تا۸۳ ، این تئاتر فقط به ۱۲ نفر از هنرمندان ختم نمی گردد،جدای از آنکه مولف محترم تعمداً یا نا دانسته  نام بسیاری از هنرمندان تاثیر گذار را نیاورده اند ،باید یاد آور شد در کنار بازیگران همیشه عوامل دیگری نیز نظیر ؛ طراحان صحنه ، گریمور ها،نور پردازان و… حضور داشته و دارند که ایشان از درج نام و سوابق  آنها خودداری نموده اند و در صفحه ۲۲ و ۲۳ فقط به نام برخی از هنرمندان اشاره شده است و حاضر نشده که  نام بسیاری از هنرمندان را حتا بصورت فهرست کلی درج نماید ! از فعال ، تاثیر گذار و شاخصه ترین بازیگران که نامش اصلاً در کتاب نیامده می توان به زنده نام عباس امیری اشاره داشت ؛ از طرفی دیگر ، خواننده در کتاب مزبور حتا نام یک نفر از بانوانی که بین سالهای ۳۲ تا۸۲ در زمینه تئاتر در رشت فعالیت داشت را نمی تواند پیدا کند!

به جرات می توان گفت در نگارش این کتاب ساده ترین روشهای تحقیق رعایت نشده است . بطور مثال نداشتن نمایه ، که از مهمترین اصول تالیف کتب تحقیقی است و یا به کار بردن الفاظ و القابی نظیر استاد (صفحه۴۱ و صفحات دیگر) ، آقایان ، آقای ( در بسیاری از صفحات ) و اینگونه واژگان که حد اقل در کتب تحقیقی از آنها استفاده نمی شود .

میر معنوی به عنوان مولف حتا بعد ازتایپ مطالب زحمت دوباره خوانی و غلط گیری آن را نیز به خود نداده است ! بطور مثال صفحه ۲۲ به جای واژه مرحوم محمد حسن میلانی نوشته اند محروم ! در صفحۀ ۴۳ در بیو گرافی نوزاد می نویسد : “درسالهای فعالیت نمایشی خود ، نمایشنامه های زیادی را کارگردانی و اجرا نمود که چند نمونه برجسته آن را می توان نام برد …” میر معنوی بعد از نام بردن چند نمایشنامه اجرا شده از فریدون نوزاد ، تالیفات وی را نیز به اشتباه در فهرست نمایشنامه های او می نویسد ! در صفحه ۵۰ در بیوگرافی فرامرز بهبود می نویسد : “فرامرز بهبود در آذر سال ۱۳۸۲ به استخدام آموزش و پرورش در آمد…” که ظاهراً سال ۱۳۲۸ صحیح است ،صفحه ۱۳۵ نمایشنامه نازنین و امید را می نویسد ” نازنین و اسیر ” و یا صفحه ۹۴ نمایشنامه “ماه در کایلنامو می درخشد ” را می نویسد “ماه در کاملینامو می درخشد ” درسر تا سر  صفحه ۱۳۵ نام “غلامحسین ساعدی” را به اشتباه “ساعی” نوشته است !

صفحه ۲۴ پاراگراف سوم ، می نویسد “… این گروه کوچک ، اولین تماس را با نام (حاجی آقا ) برای دانش آموزان و اولیاء به معرض اجرا گذاشتند” که ظاهراً منظورش از تماس ، نمایش بود ! و یا در صفحه ۱۰۲ کتاب در بیو گرافی علیرضا پارسی می نویسد :”آشنایی من (راقم) با علیرضا پارسی به سالهای ۱۳۳۶ بر می گردد. ” اول اینکه که پارسی متولد سال ۱۳۳۸ است حال چگونه میرمعنوی دو سال قبل از تولد پارسی با او دوست بود !؟ خدا می داند ! دوم اینکه مولفِ یک کتاب تحقیقی ، در بیو گرافی تمام نفرات از رفاقت و دوستی خود با آنها نمی نویسد ، چرا که از ارزش آن می کاهد . در پاره ای از موارد جمله بندی کتاب نیز دارای اشکالاتی است که بهتر بود قبل از چاپ ، اصلاح می شد ، بطور مثال ؛ “بعد از آنکه من ِ بنده “(ص ۲۳) و چند مورد جزئی دیگر که از ذکر آنها خود داری می کنیم .

خواننده در بسیاری از موارد که کتاب را ورق میزند  احساس می کند که دفتر انشاء  یک دانش آموز اول راهنمایی را می خواند ! چرا که مولف در برخی موارد در بیوگرافی افراد از قلمی انشاء گونه استفاده می کند ، بطور مثال ؛ صفحۀ ۸۲ در بیو گرافی زنده یاد فرهنگ دلجوی توحیدی (کارگردان و بازیگرتئاتر) اینگونه متن را آغاز می کند : ” یک خبر رعشه ای بر اندامم انداخت ، کسی در میان خون و آتش گم شده است .

او فرزند عشق است . می شناسمش ، چه نشانه آشکاری ، او همسفر عشق است ، مردی که با قامتی بلند و استوار و چهره ای آراسته امّا خسته و چروکیده در جست و جوی حقیقت بود …” آیا به راستی در کتابهای تحقیقی چنین سبکِ نوشتنی به کار لطمه وارد نمی کند؟ از دیگر اشکالاتِ بخش زندگی نامه دلجوی توحیدی این است که بعد از آن همه آسمان به ریسمان بافتن ، تاریخ فوت وی را نمی نویسد !

یکی از مشکلاتی که همیشه گریبان گیر محققان ما بوده ، خود سانسوری است ! که میر معنوی نیز از این قاعده مستثناء نیست ! چرا که میر معنوی صفحۀ ۵۱ در مورد فرامرز بهبود می نویسد ” سر انجام تنگ نظران و حاسدان تاب تحمل او را نداشته و زمینه ای فراهم ساختند تا وی به دیار غربت هجرت کند !” چرا هنوز این عادت بد را کنار نگذاشته ایم که حقیقت را بگوییم ؟! چرا همیشه با طفره رفتن می خواهیم برخی موضوعات را بپوشانیم و فضا را مه آلود کنیم ؟

به راستی چرا مولف بی پرده به افشای حقایق نپرداخته است ؟و در ذهن خواننده  شک و شُبهه ایجاد می کند؟ بعد از گذشت سه دهه از مهاجرت فرامرز بهبود چرا مبهم سخن می گوید؟ میر معنوی در صفحۀ ۲۴ می نویسد : ” به موازات فعالیت تماشاخانه گیلان ، آقای فرامرز بهبود که به تازگی دوره آموزش بازیگری عملی را زیر نظر هنرمند توانای تئاتر گیلان فریدون نوزاد به پایان رسانیده بود در سال ۱۳۳۵ به معاونت دبستان صدیق اعلم برگزیده شد و … ”

اولاً باید دانست که شروع فعالیت تئاتری بهبود به سالهای ۱۳۱۷ باز می گردد (یعنی تقریباً همزمان با فریدون نوزاد تئاتر را شروع نمود) و دوره ای که نزد نوزاد کلاس تئاتر می رفت دهۀ ۲۰ بود و گمان نمی رود این موضوع به سال ۳۵ که نوزاد سه سالی از کناره گیری اش از تئاتر می گذشت ربطی داشته باشد .

مولف در شناسه کتاب نام ویراستاران  آن را لیلا گودرزوند و محمود نیکویه نوشته است ! که این موضوع نیز طی تماس با نیکویه تکذیب شد! ایشان عنوان داشت ” که بنده فقط مقدمه ای بر کتاب نوشتم و اگر ویراستار آن بودم کتاب اشکالات فراوانی داشت و نمی گذاشتم که با آن اشکالات به زیر چاپ برود . ” آری … ظاهراً مولف با آوردن نام نیکویه (محقق و گیلان شناس) در شناسه به عنوان ویراستار قصد داشت تا بر ارزش و اعتبار آن بیافزاید .

مولف محترم در بخشی از کتاب می نویسد ” دو کتاب ، تاریخ تئاتر استان گیلان را رقم می زند ، تاریخ نمایش در گیلان به قلم فریدون نوزاد و تاریخچه تئاتر گیلان نوشته علی حاج علی عسکری ، با تعمق و مرور بر سیر تحقیقاتی نویسندگان مذکور و بررسی چگونگی ثبت و ضبط اوضاع و احوال تاتر شهر رشت ، آشکار می گردد که توجه نویسندگان یاد شده ، عمیقاً به شهر رشت به عنوان مرکز استان گیلان معطوف بوده و دقیقاً هدف از آن بازتاب و انعکاس رخدادهای نمایشی و فراز ونشیبهایش در گذر تاریخی مد نظر بوده است .بنابر این نه یادی از هنرمندان و عاشقان سوخته دل شهرستانی است و نه نشانی از حضور آنها به عنوان خانواده تئاتر ، در تکوین و تکمیل شناسنامه تئاتری استان گیلان .

با تمام تلاشی که مولفین کتابهای یاد شده از خود نشان داده اند لیکن موفق نگشتند ، حاصل رنجها و زحمات پویندگان و نام آوران تئاتر شهرستان را در تاریخ گیلان منعکس کنند . این نقیصه و خطاء سبب گردید تا تکوین و تدوین تاریخ نمایش در گیلان نا تمام باقی بماند . با درک و فهم این مشکل سعی شد تا جبران مافات شده و ( سیمای تئاتر گیلان ) جولانگاه مناسبی گردد برای بزرگان فکر و اندیشه و هنرمندان شهرستانی . صص۱۸و ۱۹٫”

ظاهراً مولف محترم  تا کنون کتابهایی که نام برده اند را نخوانده اند و یا اگر خوانده اند ، از خاطر برده اند که کتاب فریدون نوزاد به تاریخ تئاتر قبل از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۳۲ می پردازد و در آن کتاب هرچند بسیاری از موضوعات تحریف شده است اما مولف آن ،  نام بسیاری از هنرمندان تئاتر و موضوعاتی را آورده اند که در منبع دیگری نمی توان یافت . در مورد کتاب حاج علی عسکری نیز باید تاریخ چاپ آن را مد نظر داشت .

عسکری سال ۵۹ کتاب خود را چاپ و منتشر نمود زمانی که آقای مولف “سیمای تئاتر رشت” هنوز در تهران به سر می برد و ۶ سال بعد از تالیف آن به رشت مهاجرت نمود . نکته بعد اینکه کتاب عسکری به تاریخ تئاتر گیلان از پیدایش تا بعد از اضمحلال تماشاخانه گیلان می پردازد .واز طرفی  شروع فعالیت عسکری نیز از سالهای ۳۵ و ۳۶ بوده و و این موضوع که مولف در صفحه ۸۹ می نویسد ” عسکری را باید تاریخ مجسم تئاتر گیلان پس از انقلاب اسلامی ایران دانست ”  نادیده گرفتن ۲۲ سال زحمات و  فعالیت مستمر عسکری قبل از انقلاب ۵۷ است .

مولف که خود را با بزرگان و سوخته دلان تئاتر جمع می بندد چرا فهرست کاملی از کارهای تئاتری که در آن بازی نموده و یا خود به عنوان کارگردان به روی صحنه برده است را لحاظ ننموده اند ؟ و بر این شائبه که ایشان در سالهای قبل از انقلاب فعالیت هنری مستمری  نداشته اند دامن می زند!

مولف در صفحه ۵۲ کتاب از زبان فرامرز بهبود می نویسد :” فکر می کنم که لازم است جهت روشن شدن حقایق برای آن دسته از هنرمندان و محققینی که تئاتر گیلان را مد نظر دارند و به سیر تاریخی آن علاقمندند به این نکته اشاره نمایم که کتابی تحت عنوان ( تاریخچه تئاتر گیلان ) به قلم حاج علی عسکری شاگرد قدیمی این حقیر و از اعضاء نخستین گروه نمایشی گیلان ، در سال ۱۳۵۹ چاپ و منتشر شده که نمی دانم به چه انگیزه و پا روی حقایق انکار نا پذیر گذاشته و زحمات هنرمندان گروه نمایشی گیلان را کم رنگ و نا دیده انگاشته است ، که امیدوارم جنابعالی ( رضا میر معنوی ) مولف کتاب سیمای تئاتر گیلان ، با شناختی که از حضرتعالی دارم و با قبول مسئولیت سنگینی که برای گرد آوری مطالب مربوطه به مسائل تئاتر و فراز و نشیب هایی که در راه آن موجود بوده و خواهد بود ، نموده اید ، تمام جد و جهد خویش را جهت تهیه اطلاعات و مدارک صحیح به کار برده ، تحت تاثیر نفوذ و مقام احدی قرار نگیرید .

تا از این طریق بتوانید خدمتی به خدمت گزاران حقیقی و حقوقی دنیای بازیگری انجام دهید .”

متاسفانه مولف محترم موضوعی را در کتاب خود عنوان داشته اند که طرح آن در کتاب تالیفی شان چندان جالب و  خوشایند نیست و می توانست در قالبی دیگر و  در جایی دیگر مطرح شود. از سوی دیگر ایشان یک طرفه به قاضی رفته اند و به عنوان کتاب عسکری توجه ننموده اند ، کتاب عسکری ” تاریخچه تئاتر گیلان ” نام دارد ، نه “بهبود نامه” که بخواهد تمامی کتاب را به فعالیت های فرامرز بهبود اختصاص دهد .  اگر عسکری پا روی حقایق انکار نا پذیر گذاشته و زحمات هنرمندان گروه نمایشی گیلان را کم رنگ و نا دیده انگاشته است چرا خود مولف کتاب ” سیمای تئاتر رشت ” زحمات دیگر هنرمندان را بیشتر نادیده گرفته اند و حتا نامی از آنها نیاورده اند ؟

هر چند که کتاب ایشان آنقدر پُر از اشکال و ایراد است که اگر بخواهیم موشکافانه به نقد و بررسی آن بپردازیم خود کتابی جدا گانه می شود .

امّا در پایان …علیرغم توصیه های بهبود به آقای مولف مبنی بر اینکه ” تمام جد و جهد خویش را جهت تهیه اطلاعات و مدارک صحیح به کار ببرید ، تحت تاثیر نفوذ و مقام احدی قرار نگیرید ” این نکته مبهم است ایشان تحت تاثیر چه چیزی قرار گرفته اند که زحمات بسیاری از فعالان تئاتر در رشت را نادیده گرفته اند ؟! به هر حال به مولف محترم خسته نباشید عرض می کنیم .

امّا نباید فراموش نمود که شاعر نکته پردازی می گوید : ” هیچ کار از سعی ما، چون کوهکن صورت نبست / وقت آنکس خوش کزو آثار می ماند بجا ” چه زیباست که اگر قرار است از کسی اثر و یا آثاری بجا بماند، آن اثر به گونه ای باشد که آیندگان از صاحب اثر به نیکی یاد کنند . چنگیز هم از خود آثار بجا نهاد، امّا…/گیلان تایمز

نویسنده :آرش شعاع شرق

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

  • آخرین اخبار
تلویزیون اینترنتی ایرسا
تبلیغات
روزنامه های گیلان
نظرسنجی
http://irsaguil.ir/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%db%b1%db%b6-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%aa-%db%b9%db%b8%d8%b7/ اپلیکیشن ایرسا گیل اپلیکیشن ایرسا گیل http://irsaguil.ir/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%db%b1%db%b6-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%aa-%db%b9%db%b8%d8%b7/ کانال تلگرام ایرسا گیل http://irsaguil.ir/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c-%db%b1%db%b6-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%aa-%db%b9%db%b8%d8%b7/